فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوست» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

به نام او

خیلی خوب خوبه زندگی. ادم می تونی کلی کار باحال کنه. این ترم که حل تمرین مبانی بودم بچه ها ی ورودی که از اردو با هم اشنا شده بودیم هی می پرسیدن چه فایده ای داره این کار. اولاش چرت و پرت می گفتم ولی کمی بعد....

مهم ترین فایده اش اشنا شدن با افراد جدید بود. اخه من از روابط انسانی خیلی خوشم میاد. کلا ادم ها را خیلی دوست دارم. دوست دارم بقیه را دوست داشته باشم. کلی ادم مختلف را بشناسم و دوست داشته باشم.

این مبانی باعث اشنا شدن با مجید وقاری شد.

زنجان ای که تابستان رفتیم باعث اشنایی با حسین نادری شد.

دانشکده ای هم که هستم باعث اسنایی با عطا شد.

ادم های مختلفی که یک ویژگی مشترک داشند من دوسشون دارم.

افرادی که هر کدام یک تفکرات عجیب و باحالی دارند و من دوست دارم باهاشون باشم و کار کنم. نمی دونم چرا این قدر با حسین احساس نزدیکی می کنم. خیلی برام عجیبه. حس می کنم چند ساله می شناسمش.

کلا من ادم ها را دوست دارم. دوست دارم همه را بقل کنم. 

مهمترین فایده دانشگاه تا الان برای من اشنای با این ادم ها و کلی ادم دیگه است. 

  • حسین مهدوی پور