فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانشکده ریاضی شریف» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

به نام او

خیلی خوب خوبه زندگی. ادم می تونی کلی کار باحال کنه. این ترم که حل تمرین مبانی بودم بچه ها ی ورودی که از اردو با هم اشنا شده بودیم هی می پرسیدن چه فایده ای داره این کار. اولاش چرت و پرت می گفتم ولی کمی بعد....

مهم ترین فایده اش اشنا شدن با افراد جدید بود. اخه من از روابط انسانی خیلی خوشم میاد. کلا ادم ها را خیلی دوست دارم. دوست دارم بقیه را دوست داشته باشم. کلی ادم مختلف را بشناسم و دوست داشته باشم.

این مبانی باعث اشنا شدن با مجید وقاری شد.

زنجان ای که تابستان رفتیم باعث اشنایی با حسین نادری شد.

دانشکده ای هم که هستم باعث اسنایی با عطا شد.

ادم های مختلفی که یک ویژگی مشترک داشند من دوسشون دارم.

افرادی که هر کدام یک تفکرات عجیب و باحالی دارند و من دوست دارم باهاشون باشم و کار کنم. نمی دونم چرا این قدر با حسین احساس نزدیکی می کنم. خیلی برام عجیبه. حس می کنم چند ساله می شناسمش.

کلا من ادم ها را دوست دارم. دوست دارم همه را بقل کنم. 

مهمترین فایده دانشگاه تا الان برای من اشنای با این ادم ها و کلی ادم دیگه است. 

  • حسین مهدوی پور
  • ۰
  • ۰

به نام او

امروز قسمت شد با دکتر پورپونه حرف بزنیم. از در دانشکده با ایشان همراه شدیم و رفتیم سمت شریف پلاس. فک کنم می خواستند ناهار بخورند. ولی ما تلپ شدیم و برامون چای گرفتن و گپ زدیم.(قسمت بود دیگه تلپی از عمد نبود). من و داود. هی حرف زدیم از چیز های مختلف. اولش ناله بود که اسناد ننداز. ولی بعدش در باره ی درس و دانشگاه و ززندگی. اینکه چرا نرفتند دکترا خوبه یا نه و ... .ایشون خیلی انسان جالبی هستند. واقعا ادم از هم صحبتی با ایشان لذت می بره. حرف ها ی صمیمی و بی پرده. خاکی بودن و ... . 

کلا این ترم از اردو ورودی ها شروع شد اینکه یک سری اطلاعات در باره ی ادامه تحصیل و دکتری به دستم رسیدن. اینکه چی میکنی در دکتری برام جالب بود. یک سری هیچ کاری نمی کنند و یک سری خیلی علمی اند و یک سری عملی تر اند و .... . خیلی جالبه واقعا این دوره دکتری . چند سال هی باید زور بزنی و زور بزنی. حیف اجازه نگرفتم حرف هاشون را بنویسم این جا.


از هر چه بگذریم سخن نمره بهتر است. استاد به من 9.54 داده. اخه چرا؟ این بود ارمان های ما؟

پرا این ترم درس با دانش جو دکتری هایی که برداشته بودم این قدر بد شد؟

هی...

خدا بزرگه.

فقط اونجایی که امروز 20 تا تماس بی پاسخ داستم. خواهر جان فک کرده بود بلایی سرم اومده و ناراحتم از افتادنه. بهم زنگ زده بود. بعد ورنداشته بودم به همه گفته بود بهم زنگ زده بودند. فقط اون جاش که بابام گفته بود این خوابه ربای اون ور نمی داره.

در کل درس جالبی بود نظریه سیستم ها. کلی چیز باحال دیدیم طوری که با هر کی حرف میزنم استراتژی غالب ضعیف را توضیح می دم و بر اساس اون نتیجه می گیرم.

  • حسین مهدوی پور