فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

فکرهای درهم یک مرد

فکر می کنم پس هستم. می نویسم تا از بین نرم

  • ۰
  • ۰

به نام او

توی اینستا پست عاشقانه گذاشته بودم و آقای فضلعلی اومد زیرش یه بحثی کردیم. یه جاش گفتم:
 استاد من منظور دیکه ای دارم. هست می کنم نیازم چیز دیکه ایه که این نشونی از اون نیازه و اصلا با اون فرد یا کس دیگه ای مطرح نیست و کل ماجرا یه جواب ناقص به یه درد واقعی بود و باید مشکل را ریشه ای حل کرد نه با تسکین

  •  و استاد گفت:
  • این تسکین نیست . درمانه . مگر توهم زده باشی
توهم واژه ی جالبی بود
کمی که فکر کردم دیدم واقعا توهمه. توی دنیای توهم و خیال می شه خیلی بلند پروازی کرد می شه دید که تو چقدر خوشبختی اگه فلان کار را کنی یا با فلانی باشی. اما در واقعیت این طوری نباشه.
بدی کار اون جاست که داریم بزرگ می شیم دیگه توهم و خیال جواب نیست و باید به فکر کارهای واقعی باشیم. بدون کارهای واقعی نمی تونیم ادامه بدیم. دیگه باید به فکر اینده باشیم. کار شغل ادامه تحصیل ازدواج خونه ماشین و .... و این ها باعث می شه اون بلند پروازی های بچه گانه را که الان می تونیم اجرا کنیم را از دست بدیم. 
جدیدا تحت فشارم که میزان کار مفیدم در طول روز را افزایش بدم. واقعا دارم حس می کنم که خیلی از زمان را تلف می کنم. امید وارم با افزایش بازده زمانی حالم خوب تر شه.


  • ۹۷/۰۵/۰۳
  • حسین مهدوی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی